صد و هفتاد و پنج مادر را


گل گرفتند و استخوان دادند

صد و هفتاد و پنج مادر پیر

روی پا استخوان تکان دادند

مادری که همیشه می پرسد

"زنده زنده چگونه جان دادند؟؟"

"ای به قربان دست بسته ی تو

دم آخر تو را امان دادند؟"



پانوشت: خدا کند فردا هیچ مادری به استقبال نیاید... قیامت می شود... مـادر آغوش باز می کند.. دست ها بسته اند... حسرت ِ در آغوش کشیدن را چه کند؟..... عَجَـب حکایتـی است فردا . . . 



برچسب ها :
175 شهید غواص ,  غواص دست بسته ,  شهدای غواص , 

موضوع :
دلنوشته ,  شعر ,