*جانم فدای امام نقی(ع)*
"هفته پاسداشت مقام امام نقی(ع) در فضای مجازی"
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 خرداد 1391 توسط منتظر | نظرات ()

 

 

دومین رزمایش سایبری وبلاگ نویسان قرارگاه سایبری عاشورا

جانم فدای امام نقی(ع) - هفته ی پاسداشت مقام امام نقی(ع) در فضای مجازی

 




طبقه بندی: معصومین،  خبر، 
برچسب ها: رزمایش، سایبری، قرارگاه عاشورا، امام نقی(ع)، فضای مجازی،
دنبالک ها: پایگاه اطلاع رسانی سپاه عاشورا،
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 خرداد 1391 توسط منتظر | نظرات ()

 

 

 

شرمنده ایم امام بزرگوارم...

یابن الزهرا نمی دانم با کدامین کلام روز شهادت جد بزرگوارتان را به شما تسلیت بگویم...

ذکر دائممان شده است بیا بیا آنها نمی دانند که ما صاحبی داریم لااقل اگر تو باشی نمی توانند به امام نقی(ع) توهین بکنند.

کسی نیست که به آنها بگوید!!!

جرم تخریب حرم بستان نبودکه به هتک حریم و حرمت روی می آورید...

 




طبقه بندی: معصومین،  دلنوشته،  دلتنگی...، 
برچسب ها: امام نقی(ع)، امام هادی، نقی، هادی، یابن الزهرا، شهادت، جدبزرگوارتان، تخریب حرم، هتک حرمت،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 خرداد 1391 توسط منتظر | نظرات ()

 

 

آنان نمیدانند که بیشترین خیانت را به خودشان کرده اند!!!

آنان نمیدانند که مسلمانان با هم متحدتر هم می شوند!!!

آنان باید بدانند هیچ جایی برای آنان امن نخواهد بود.

آنان فقط حرمت شکنی را می دانند و بس.




طبقه بندی: معصومین،  دلنوشته، 
برچسب ها: خیانت، امام نقی(ع)، مسلمانان، حرمت شکنی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 خرداد 1391 توسط منتظر | نظرات ()

 

ای حرامی، بی شرف، ای بی حیا، ای خوک پست

زاده ی وهـــــابیت، ای کـــــــافر شیــــــطان پرست

بر امام هـــــــادی شیـعه اهــــــانت می کنی؟

گردنت را حضرت عباس شان خواهد شکست.

 

                                     شاعر: کربلایی میثم استاد آقا




طبقه بندی: معصومین،  دلنوشته، 
برچسب ها: امام هادی، بی شرف، شیعه، حضرت عباس، امام نقی،
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 اردیبهشت 1391 توسط منتظر | نظرات ()

بازی بازی این بار دم شیر بازی!!! این را بدانید که اگر سوریه یا بحرین یا دیگر کشورها شوخی بردار باشد بازی با ایران شوخی بردار نیست؛

نمیدانم چرا نمی خواهند بفهمند، بندگان خدا در 8 سال دفاع مقدس نشانتان دادیم بستان نیست که دوباره به سر درد نکرده دستمال می بندید و خود را پست تر از آنچه هستید نشان می دهید.

نام عزیز خلیج فارس را تحریف کردید و از کارتان خوشتان آمد چیزی نگفتیم ولی این بار بدانید ما شهید داده ایم تا از ذره ذره ی خاک و حرمتمان دفاع کنیم. ما همان جوانان 8 سال دفاع مقدسیم.

 




طبقه بندی: دلنوشته،  بحث روز،  بدون شرح، 
برچسب ها: بازی با دم شیر، سوره، بحرین، جوان 8 سال دفاع مقدس، خلیج فارس، شهید، خاک، حرمت،
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 اردیبهشت 1391 توسط منتظر | نظرات ()

فرزندم!

رویای روشنت را

دیگر برای هیچ کسی بازگو مکن!

                                                  - حتی برادران عزیزت -

می ترسم

شاید دوباره دست بیندازند

                                      خواب تو را

                                                    در چاه

شاید دوباره گرگ...

می دانم

تو یازده ستاره و خورشید و ماه

                                         در خواب دیده ای

حالا باش!

تا خواب یک ستاره دیگر

                                 تعبیر خواب های روشن تو را

                                                           روشن کند

ای کاش...!

 

قیصر امین پور




طبقه بندی: دلنوشته،  بدون شرح، 
برچسب ها: رویا، گرگ، یازده ستاره و خورشید و ماه، یک ستاره، تعبیر خواب،
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 اردیبهشت 1391 توسط منتظر | نظرات ()

روزی روزگاری در این دنیای بزرگ پسرکی بود که تنها داراییش مادرش بود مادری مهربان که آن پسرک از او نفرت داشت چون آن مادر یک چشم نداشت...

هر روز مادر برای خرج تحصیل پسرش برای دیگران غذا می پخت تا پسرش بتواند درس بخواند او هر روز پسرش را به مدرسه می برد اما چون دوستان پسر، او را مسخره می کردند پسر مادرش را دوست نداشت و همیشه او را لعن و نفرین می کرد و با لحنی تند با او صحبت می کرد...

آن پسر بزرگ شد و برای ادامه ی تحصیل به خارج از کشور رفت روزگارش بر وفق مراد بود ازدواج کرد و صاحب فرزند شد اما از مادرش هیچ اطلاعی نداشت یعنی دوست نداشت با او ارتباطی داشته باشد اما دل مادر تحمل دوری فرزندش را نداشت بالاخره خودش رفت و منزل پسرش را پیدا کرد؛ در را زد نوه هایش در را باز کردند آنها با دیدن پیرزن از او ترسیدند پسر دوباره مادرش را با لحنی تند طرد کرد و به او گفت تو همیشه باعث عذابم بودی و موجب ترساندن فرزندانم شدی پیرزن از پسرش معذرت خواست و برگشت...

بعد از مدتی به پسر خبر دادند که جشنی برپا شده است تا دانش آموزان قدیمی مدرسه دور هم جمع شوند او هم به بهانه ی جشن راهی کشور شد تا از خانه قدیمی خبر بگیرد به محض رسیدن او به خانه، همسایه ها اطلاع دادند که مادرش چند ساعتی نیست که مرده است و نامه ای به فرزندش نوشته است...

پسر نامه ی مادرش را باز کرد و اینگونه با دست خط مادر مواجه شد:

پسرم می دانستم که خواهی آمد اما شاید آن موقعی بیایی که من دیگر نتوانم سر پا بایستم درست است که همیشه باعث عذاب تو و خانواده ات بوده ام اما می خواهم آن را بدانی که چشمی که به خاطر آن از من نفرت داشتی همان چشمی است که تو آن را در کودکی به خاطر تصادف از دست دادی و تنها چشم من قابل پیوند برای تو بود من نتوانستم آن را تحمل کنم که تو دنیا را با یک چشم ببینی و من با دو چشم...

نمیدانم متن بالا واقعیت دارد یا داستان است اما آری مهر مادر اینگونه است و بی سبب نیست که می گویند بهشت زیر پای مادران است...




طبقه بندی: دلنوشته،  بدون شرح، 
برچسب ها: مادر، خرج تحصیل، ادامه تحصیل، خارج از کشور، ازدواج، فرزند، دانش آموزان قدیمی، خانه ی قدیمی، تصادف، پیوند، مهر مادر، بهشت زیر پای مادران است،
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 اردیبهشت 1391 توسط منتظر | نظرات ()

 

قمر در عقرب

16 اردیبهشت از ساعت 5:50 تا 18 اردیبهشت ساعت 6:09




طبقه بندی: قمر در عقرب،  خبر، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 توسط منتظر | نظرات ()

یه مدتیه که دیگه دارم مطالبم رو متفاوت تر از قبل مینویسم این بار مطلبم با مطالب قبلیم یه ذره متفاوت تره...

این بار مطلبم در مورد آقا و ادعاهایی که در موردش میکنیم...

ما ادعا میکنیم منتظر آقاییم خیلی گریه و زاری می کنیم که آقا کجایی؟ العجل مولا؟

درسته یکی از عبادات انتظار فرج و دعا برای ظهور مولای بزرگوارمونه... اما تنها با ادعا کردن مگه میشه کاری کرد؟؟؟ انتظار فرج و دعا زمانی خوبه که همراه با عمل باشه!!!

تو روایات اومده که اگه 313 فرمانده آقا حاضر باشه آقا ظهور میکنه. اما متأسفانه از بین حدوده 300 میلیون شیعه حتی 313 نفر شیعه مخلص وجود نداره که امام زمان(عج) ظهور کنه!!! آیا دلیلشو میدونی؟؟؟

ما دختر پسرهای شیعه ای که ادعامون میشه آقا منتظرتیم اونقدر از اعمالمون مطمئن هستیم که اگه یه روز آقا بیاد پیشش خجالت زده نشیم؟؟؟

آیا حجاب های هفتگانه رو رعایت میکنیم؟؟؟

آیا یه جور رفتار می کنیم که باعث رفتن آبروی شیعیان دیگه نشه؟؟؟

آیا از امانت هایی که بهمون سپرده به خوبی محافظت کردیم یا یه کاری کردیم که یکی از بهترین امانت هاشون که مقام عظمای ولایت امام خامنه ایه شکایت ما رو به امام زمان(عج) بکنه و تو حضور ایشون مجبور به گفتن «أین عمار؟» بشه؟؟؟

درست فقط چند دقیقه به کارایی که عرض این 24 ساعت کردیم فکر کنیم ببینیم همونی هستیم که آقا می خواد!!!

بعضی از ماها که البته دور از حضور یه کارایی می کنیم که دل آقا رو می رنجونیم...

تو رو به خدا یه کاری نکنیم که امام زمان(عج) که به خاطر نادونی بعضیا غیبت کرده، غیبتش طولانی بشه!!! 




طبقه بندی: دلنوشته،  ولایت، 
برچسب ها: آقا، امام زمان(عج)، انتظار فرج، منتظر، 313 فرمانده، 300میلیون شیعه، شیعه ی مخلص، دختر و پسرای شیعه، حجاب هفتگانه، مقام عظمای ولایت امام خامنه ای، أین عمار؟، غیبت،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 توسط منتظر | نظرات ()

سلام دوستای عزیز...

شرمنده که وبلاگو دیر به روز کردم، آخه راستشو بخوایین دیروز مامانم و بابام داشتن می رفتن یه جای خوب که هممون آرزوشو داریم به خصوص ایام فاطمیه...

جایی که الان اگه بهتون بگم همتون مثل من میگین خوش به حالشون!!!

داشتن می رفتن خونه ی خدا...

الان که داشتیم باهاشون تلفنی صحبت می کردیم تو مدینه بودن شایدم الان هم کنار قبرستان بقیع شایدم کنار قبر بی بی دو عالم حضرت فاطمه(س) ...




طبقه بندی: معصومین،  دلنوشته،  دلتنگی...، 
برچسب ها: آرزو، ایام فاطمیه، خانه ی خدا، مدینه، قبرستان بقیع، قبر بی بی دو عالم، حضرت فاطمه (س)،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 فروردین 1391 توسط منتظر | نظرات ()

به نظر شما کدومش قابل قبول تره یه روز میاد جلوی دوربین و جلوی چشم مردم جهان، اسرائیل(یا به قول خودمون ژریم صهیونستی) رو قاتل حساب میکنه و حرف از بندهای تورات می زنه و از این ور یه روز میاد جلوی کاروانی رو که می خوان به کمک اونایی برن که خودش اونارو قاتل حساب کرده می گیره نمیدونم چرا ولی یه جورایی با عقل ماها جور در نمیاد نمیدونم با عقل اونا چطور(اگه داشته باشن).!!

کاروانی که آغازکنندش برای اولین بار از ترکیه حرکت کرد!! آقای اردوغان نمیدونم دچار سحر و جادو شدین یا فراموشی گرفتین یا هم کارا و حرفهای اون روزتون مصلحتی بود!!؟؟

ما اون روز که شما جلوی شیمون پرز(یا شیمون عزیز خودتون) وایستادین تو دلمون یا بعضیا آشکارا دسمریزاد می گفتیم اما امروز که اینکار را رو کردین چه پیامی بهتون بدیم بهتره؟؟

نمیدونم چرا حرف شهید تجلایی تو گوشم نمیره که معتقد بود قبل امامون اظهار نکنیم اون روزا امام خامنه ای خوب گفته بودن که اونایی که ادعای دوستی با فلسطین رو میکنن باید اول از دوستی با اسرائیل دس بردارن...




طبقه بندی: دلنوشته،  اون ور آبی ها...،  بحث روز، 
برچسب ها: اسرائیل، شیمون پرز، کاروان آزادی، تورات، اردوغان، امام خامنه ای، شهیدتجلایی، فلسطین،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391 توسط منتظر | نظرات ()

 

 

سلام دوستای عزیز! الان که دارم این مطلبو مینویسم دلم بدجوری پره!! فک کنم شما هم از تصویر حدس بزنین که از چی و برای چی پره...

نمی دونم چه جوری می خوان جواب خدا و پیغمبر رو بدن که این همه مسلمونو انداختن به جون هم، این همه کشت و کشتار راه انداختن، آخه میشه بهشون گفت مسلمون؟؟

قبل عید تو کلاسمون یه بحثی افتاد که یکی از آقایون از آقای فرهادی کارگردان فیلم نیمه جنجالی یا به قول خودم تمام جنجالی شروع کرد و بحث به اسلام و مسلمونی کشیده شد، استاد برگشت به من گفت اسلام فقط یه جوره؛ منم برگشتم به استادمون گفتم که اسلام واقعی یه جوره ولی اسلامی که تو عربستان الان رایجه با اسلام ماها خیلی فرق می کنه؛ استادمون گفت مگه میشه، دین که واقعی غیر واقعی نداره؛ منم برگشتم گفتم خود پیامبر فرمودن که بعد من اسلام به 72 شاخه تقسیم میشه که فقط یه دونش حقه؛ بازم استادمون زیر بار نرفت و حرف من مورد قبول استادمون نشد؛ حالا به نظر شما حرف من حقه یا استادمون؟؟؟

حالا من حق دارم بگم که اعراب که دور از حضور عده ای معدود خاک تو سرتون که به جای اینکه به داد سوریه برسین و کمکش کنین تا اختلافی رو که خودتون بار آوردین رو حل بکنه!!! آتیش بیار معرکه شدین و عوض اینکه از دستش بگیرین که نیفته از پاش میگیرین ومیندازینش زمین...  بازم مرام بعضیا بازم وجدان آقای عنان حالا میشه به عربستان که اگه ولش کنیم ادعای پیامبری که هیچ ادعای خدایی میکنه بگم که شما که تو سرزمینی زندگی میکنین که یه روزی پیامبر اسلام تو اونجا زندگی میکرده چه جوری میخوان با پیامبر روبه رو بشین (اگه تا حالا ایمانی هم باقی مونده!!!)

بازم غیرت غیرت آقای کوفی عنان که احساس وظیفه کردن و به داد سوریه رسیدن تا از دست بعضی عمال نجات بدن. (قابل توجه بعضی بی غیرتا!!!) 

حالا به نظرتون به اینا انسان بگیم بهتره یا شبه انسان؟؟؟

 




طبقه بندی: دلنوشته،  اون ور آبی ها...،  بحث روز، 
برچسب ها: خدا، پیغمبر، مسلمان، کشت و کشتار، آقای فرهادی، اسلام، عربستان، اعراب، سوریه، معرکه، آقای کوفی عنان، پیامبر اسلام، عمال، بی غیرت، انسان، شبه انسان،
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 فروردین 1391 توسط منتظر | نظرات ()

 

قمر در عقرب

19 فروردین از ساعت 19:48 تا 21 فروردین ساعت 19:43




طبقه بندی: قمر در عقرب، 
برچسب ها: قمر در عقرب، فروردین،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 فروردین 1391 توسط منتظر | نظرات ()

 

روزی در تقویم خواهند نوشت: تعطیل... «روز فرج مهدی فاطمه»

و بعد در مدینه، کنار ساختمان نیمه کاره ای تابلوی زیر را می بینیم.

«پروژه حرم مطهر بی بی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا(س)»...

کار فرما: قائم آل محمد

پیمانکار: یاران حضرت

مساحت: وسعت دل تمام شیعیان




طبقه بندی: پیامک،  دلنوشته، 
برچسب ها: تقویم، تعطیل، مهدی فاطمه، مدینه، حرم مطهر، حضرت فاطمه زهرا، کارفرما، قائم آل محمد، پیمانکار، مساحت، شیعیان،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 فروردین 1391 توسط منتظر | نظرات ()

ایام فاطمیه که تنها یادگار پیامبر اکرم (ص) که نا جوانمردان پرپر کردند...

 

ایامی در حال شروع است که از غریبترین و مظلومترین ایام سال است ایامی که به حتم از سید الشهدا هم مظلوم تر شهید شده است. بانویی بهشتی که نامردان ناجوانمردانه ایشان را به شهادت رساندند آیا می شود که نامشان را انسان نهاد!؟

بانویی که ولایت پذیری تنها در او کامل شده است یعنی در زمان پدر مطیع کامل پدر و در زمان حضرت علی(ع) مطیع کامل همسر بودند.

آقاجان کی فرا خواهد رسید که زمانیکه مسافری عازم سفر حج می شود با شادمانی برای زیارت مادر خود برود.

مولاجان تو که قبر مادرم را می دانی این بار که سر قبرش رفتی سلام مرا نیز به او برسان! بگو که چقدر دوستش دارم!




طبقه بندی: معصومین،  دلنوشته، 
برچسب ها: ایام فاطمیه، سید الشهدا، شهادت، ولایت پذیری، حضرت علی(ع)، پیامبر اکرم(ص)، سفر حج،
نوشته شده در تاریخ جمعه 11 فروردین 1391 توسط منتظر | نظرات ()

گرچه عمری است که از دیده نهانی آقا

به خدا سبزترین مرد جهانی آقا

دلم ازخاطره خوب به تنگ آمده است

کاش این بار خودت را برسانی آقا

 




طبقه بندی: پیامک، 
برچسب ها: سبزترین مرد جهان، خاطره،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 فروردین 1391 توسط منتظر | نظرات ()

حکایت حضور

 

(اوّلین شب بهار)




کلیک انتظار
طبقه بندی: حکایت حضور، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 فروردین 1391 توسط منتظر | نظرات ()
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 فروردین 1391 توسط نیایش | نظرات ()

سلام برتو ای روشنی محض،ای آخرین عدالت گستر،ای شمشیر حق،ای برآورنده ی آرزوهای مظلومان،سلامبرتو ای امام عصر (عج)،ما در انتظار تو آن قدر به افق خیره می شویم و آن قدر دعا می کنیم تا چشممان به جمال زیبای تو روشن شود.




طبقه بندی: دلتنگی...، 
برچسب ها: روشنی محض، عدالت گستر، شمشیر حق، مظلومان، انتظار، چشم،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 فروردین 1391 توسط منتظر | نظرات ()

نامه ی یک دانشجو به کارگردان فیلم«جدایی نادر از سیمین»

آقای فرهادی!«گلدن گلوب» را از قاتلان پدر علیرضا گرفتی نوش جان!

 




طبقه بندی: دلنوشته، 
برچسب ها: آقای فرهادی، جدایی نادر از سیمین، کارگردان، گلدن گلوب، پدر علیرضا، دانشجو،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 فروردین 1391 توسط نیایش | نظرات ()

تونیستی...

نه پرنده ای که آسمان را به بازی بگیرد

نه درختی که باد را برقصاند

تونیستی...

زمین از سبزه

وآسمان از پرنده

تهی دست

تو نیستی

باران

بند بند انگشتان درختان را می شمارد

و از سرازیری بیدهای مجنون

هبوط می کند تا سیاهی دل آسفالت

کی؛

از کدام سوی جهان طلوع می کنی؛

تا زوین

با تمام کوههایش

به احترام تو برخیزد

مهربان

انتظارت

ریش جهان را

سپید کرده است!




طبقه بندی: دلنوشته، 
برچسب ها: پرنده، آسمان، زمین، سبزه، بید مجنون، سپید،
نوشته شده در تاریخ شنبه 5 فروردین 1391 توسط منتظر | نظرات ()

 

اگر دشمن پدرم را از من گرفت، پدری دارم به وسعت آسمان

                                           فرزند شهید احمدی روشن در آغوش پر مهر رهبر انقلاب




طبقه بندی: حدیث دیگران،  دلنوشته،  ولایت، 
برچسب ها: دشمن، پدر، رهبر انقلاب، شهید احمدی روشن،
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 فروردین 1391 توسط نیایش | نظرات ()

عید است ولی بدون او غم داریم

                    عاشق شده ایم و عشق را کم داریم

                                           ای کاش که این جمعه ظهورش برسد

                                                                         اینگونه هزار عید باهم داریم

                                                                                                                 التماس دعا...




طبقه بندی: پیامک، 
برچسب ها: عید، جمعه، عاشق، عشق، ظهور،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 فروردین 1391 توسط هدی | نظرات ()

حکایت حضور

 

(اوّلین شب بهار)




کلیک انتظار
طبقه بندی: حکایت حضور، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 فروردین 1391 توسط منتظر | نظرات ()

عقب نشینی آمریکا در برابر اراده ی ایران هسته ای: کاخ سفید 11 کشور را از تحریم های نفتی ایران معاف کرد.

 




طبقه بندی: اون ور آبی ها...، 
برچسب ها: آمریکا، ایران هسته ای، تحریم نفتی، کاخ سفید، عقب نشینی،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 فروردین 1391 توسط نیایش | نظرات ()

بیا که آخرالزمان فرا رسیده است

زمان امتحانمان فرا رسیده است

توگفته ای که یک زمان ظهور می کنی

شنیده ام که آن زمان فرا رسیده است

تو گفته ای که ناگهان عبور می کنی

و آن زمان ناگهان فرا رسیده است

زمان به ساعت زمین، نه در خور تونیست

زمان به وقت آسمان فرا رسیده است

ببار ای بهار عاشقی سرود گل

که فصل رفتن خزان فرارسیده است

دوباره لحظه ی گل و سپیده، لحظه ی

پریدن پرندگان فرا رسیده است

زمان وصل تیغ با تبسم ورید

وفصل عشق، فصل جان، فرارسیده است

زمان پهن کردن هزار سفره نور

وسفره سفره آب ونان فرارسیده است

زمان اتصال سبز جوی های خرد

به رودهای بیکران فرارسیده است

زمان قدکشیدن قیافه های خم

و دستهای ناتوان فرارسیده است

جلا دهید تیغ های زنگ بسته را

که باز روز امتحان فرا رسیده است

                                                      شعری از محمد مرادی

 




طبقه بندی: شعر،  دلتنگی...، 
برچسب ها: آخرالزمان، بهار، زمان، امتحان، بیکران، سبز، عشق، وصل، خزان، نور،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 اسفند 1390 توسط نیایش | نظرات ()



کلیک انتظار
طبقه بندی: ولایت،  شعر، 
برچسب ها: می، کالا، ساز، نی، خمینی، دوست، خم،
نوشته شده در تاریخ شنبه 27 اسفند 1390 توسط هدی | نظرات ()



کلیک انتظار
طبقه بندی: ولایت،  شعر، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 اسفند 1390 توسط هدی | نظرات ()

آسمان غرق خیال است کجائی آقا؟

آخرین جمعه ی سال است کجائی آقا؟

یک نفس عاشق اگر بود زمین می فهمد...

عاشقی بی تو محال است کجایی آقا؟ 

اللهم عجل لولیک الفرج

 




طبقه بندی: پیامک، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 اسفند 1390 توسط هدی | نظرات ()
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.